مرد سربالایی نمناک خیابان ولیعصر را بالا می رود.

زن سر پایینی نمناک خیابان ولیعصر را پایین می رود.

روی سنگ فرش شکسته ی قرمز از کنار هم عبور می کنند و بعد هر کدام بدون آنکه به پشت سر نگاه کنند، برای لحظه ای می ایستند.

مرد فکر می کند "چه بوی آشنایی"

زن فکر می کند " چه بوی آشنایی"

...و باز قدم بر می دارند.

نمی دانند بوی گرمایِ آغوشِ ممنوعی بود در زمستانی دور.