روزی دروغ به حقیقت گفت:مایلی باهم شناکنیم؟
حقیقت ساده لوح پذیرفت وباهم به کنارساحل رفتند.
حقیقت لباسش رادراورد.دروغ حیله گرلباس اوراپوشیدوفرارکرد.
ازان روزبه بعدحقیقت همیشه زشت وعریان ودروغ درلباس حقیقت زیباوفریبنده شد.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۱ ساعت 21:34 توسط امير عجملويي
|